SS501 4EVER AS 1
درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

نظرسنجی:

آمار وبلاگ:

Ss501 - Song For You
مرجع کد آهنگ : میهن کد

Admin Logo themebox

not alone 54

نوشته شده توسط:nasim
پنجشنبه 11 خرداد 1391-02:11 ق.ظ

سلام عجیجان من اومدم...باقسمت جدید داستانم

ببخشین که دیراومدم اخه نتم قطعه ومجبورم شباازنت مجانی بیام...
بفرمایین ادامه
نظرهم فراموش نشه خواهشا

سوجین جلوی باشگاه ایستاد-اینکه باشگاه سونبائه اس...کیوجونگ اینجاچی میخواد رفت داخل واز منشی ادرس چان روگرفت...به

 سالن که رسید کیوجونگ رو دید که بدون دستکش به جون کیسه بوکس افتاده...

کیو جونگ افتاده بود به جون کیسه بوکس..باتمام نفرتی که قلبشوپرکرده بود به کیسه بوکس کهنه وقدیمی مشت میزد محکم....پشت

 سر هم...ودریک نقطه ی متمرکز!صحنه ی تیرخوردن پدرنایون مثل برق از جلوی چشمش گذشت

...تو هرگز مال من نخواهی شد...بایدتوروبه اغوش اون بسپارم..کاش حداقل برای یه بارم که میشد میفهمیدی چه احساسی بهت

دارم...میفهمیدی تموم وجودم پرازتوئه...!اینقدرناراحت بود که نفهمید دستکش هارو نپوشیده...بالاخره ضربه های محکم مشتش کار

 کیسه بوکس پوسیده وقدیمی رو یکسره کرد.......

کیسه بوکس پاره شد!بلندفریادکشید-نـــــــــه!

ودرحالی که نفس نفس میزد زانوزدوروزمین نشست از سروصورتش عرق میچکیدوصدای نفساش انقدر بلندبود که سوجین هم میتونست اونو بشنوه...

چان کنارش نشست-آخه کدوم آدم احمقی بدون اینکه دستکش بپوشه به کیسه بوکس مشت میزنه؟خوبی؟؟الان میگم بچه ها برات باند بیارن...خیلی درد داری؟

...صدای چان مثل یک صدای ضعیف از کنارگوشش میگذشت باخودش گفت-باندواسه چی؟تازه سوزش ودرد زخمای پشت دستشوحس کرد ....

 حظورچان رو فراموش کرد...انگشت اشاره ی راستشوزد پشت دست چپش وروی زمین نوشت

n.k

به چیزی که نوشته بودخیره شدوبعدازچنددقیقه بغضش پرشد

چان-پس عاشق شدی؟!!!!دست کیوجونگ رو گرفت تو دستش وباندی که براش اورده بودن وپیچید دور دستش

چان-تا مثل من احمق یکی دیگه پیدانشده که عشقتو ازت بدزده موضوع روبهش بگو!

کیو-نمیشه..

چان-دیگه مشکل چیه؟بازم میخوای احمق بازی دربیاری؟من هنوزم عذاب وجدان دارم که ندونسته عشقتو ازت دزدیدم!تادیرنشده بهش بگوعاشقشی!

کیو-دیرشده چان...خیلی دیرشده!!

چان بغلش کرد-پس موضوع اینه!!!

خودتوخالی کن نذار داغونت کنه...کیواروم وبی صداتوی بغل چان شروع کردبه گریه کردن..

یه لحظه چشم چان به سوجین افتاد

چان-سوجین نونا!تواینجاچیکارمیکنی؟کی برگشتی کره؟

کیو با شنیدن این حرف سریع خودشو از بغل چان بیرون کشیدواشکاشوپاک کرد

سوجین-یه چندوقتی میشه!بعدبه کیوجونگ خیره شد.کیوجون اوپا خوبی؟

کیو-اوهوووم...سوجین..آه... تو اینجا؟

چان با تعجب –شمادوتا؟!

سوجین-چندوقتی میشه که همدیگه رومیشناسیم بعدروکرد به کیو وادامه داد سونبائه چان دوست صمیمی منه ما از دبیرستان باهم دوستیم اومدم به اون سر بزنم

چشمش به حروفی که کیوجونگ کف سالن نوشته بود افتاد ووقتی به یکم قبل فکر کرد خیلی زود متوجه شد که موضوع چیه...اما نارا با کی رابطه داشت؟جونگمین یابونسانگ؟اینوهنوز نمیدونست...

سوجین-بریم مشروب بخوریم؟شمادوتارابطه تون چیه؟

چان-دوست دوران بچگی!بریم...فک نکنم کیو جونگ هم بدش بیاد..

کیوجونگ-باشه بریم..

باهم به نزدیک ترین بار رفتن..توراه کیوجونگ حتی یه کلمه هم حرف نزدوقتی رسیدن تا میتونست مست کرد..

هنوز بطری مشروب تو دستش بود ومیخواست دوباره مشروب بریزه که چان نذاشت

چان-هی!تمومش کن..میخوای بمیری؟

سوجین-سونباعه ..بذار به حال خودش باشه...تو این وضعیت بهترین کار اینه که مست کنه...اگه هوشیارباشه دیوونه میشه...

همسرت چطوره؟

چان-خوبه..ولی نه به خوبی تو...چون بارداره این روزایکم حالش ناخوشه...وقت کردی یه سربهش بزن خوشحال میشم باهم اشنابشین..

سوجین-حتما...

گوشی چان زنگ خورد..

چان-بله؟

-سلام اقای کیم...

از روی صندلی بلند شد..زودبرمیگردم...

ازبار رفت بیرون

-بله الان باکیوجونگم..

-چی؟

-چ...چ..چ.چ..چشم الان میام..کجابیام؟

-باشه اومدم..

بقیشو توپست بعدمیذارم میهن گیرداد


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

Maria_YOungi♥pr!nce$s m@r¥am♥
چهارشنبه 24 خرداد 1391 09:25 ق.ظ
انشالله
سحر شی
جمعه 12 خرداد 1391 01:57 ق.ظ
سلام نسیم جان چ عجب؟ خوبی سلامتی؟؟؟ بابت قصه تشکر... طفلی اوپا کیو. دستش کتلت شد... این داداش یونگی هم مشکوک میزنه ها... کلا مثل همیشه قشنگ بود اینبار و تورو خدا زود برگرد... نشه مثل دفعه ی قبل ک سه سال و نیم بعد اومدی اپیزود جدیدو گذاشتی... مرسی نانا بوس بخل بای


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات