تبلیغات
k-pop shiny star - not alone..43


SS501 4EVER AS 1
درباره وبلاگ:

آرشیو:

طبقه بندی:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

نظرسنجی:

آمار وبلاگ:

Ss501 - Song For You
مرجع کد آهنگ : میهن کد

Admin Logo themebox

not alone..43

نوشته شده توسط:nasim
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391-11:31 ب.ظ

بچه ها کمکککککککککککککککککک.......

من قسمت 46 داستانمو گم کردم قبلا این داستانو تو وب مریم میذاشتم ولی وبش هک شدکسی هست که این پارتو داشته باشه؟
خواهش میکنم اگه کسی اونو داره بهم بده....

مینو-خوابم نمیبرد...نگرانت بودم!

نایون-من جام راحت وامنه نگران نباش وراحت بخواب!

هیون از دستشویی اومدبیرون

هیون-بچه ها من....من اینجامیمونم!یكیتون بریدپیش نایون!دلم نمیخوادبخاطرمن معذب باشه!

یونی-من میرم

یونی رفت اتاق هیون پشت درتوالت وایساد-نایون بیابیرون....

نایون-یونسنگ؟

دروباز كرد یونی روی تخت نشست

نایون-پس هیون؟؟

یونی-گفت نمیخوادكسی كه دوسش داره معذب باشه جاهامونو عوض كردیم...چراساكتی؟نكنه انتظار داشتی جونگمین باشم؟

نایون-منظورت چیه؟

یونی-فكركنم خودت گرفتی چی میگم!

نایون-سعی نكن بدون اینكه چیزی بدونی حرفی بزنی

یونی-من شایدتیكه زیادبپرونم ولی هیچوقت ندونسته حرف نمیزنم

نایون-تمومش كن خسته ام میخوام بخوابم!

یونی-باشه تمومش میكنم ولی به حرفام گوش كن نذارقلب كسی بخاطرت بشكنه هیون...هیونگ..كیوجونگ وهمینطورجونگمین برام خیلی عزیزن اونا نه كلكسیون پروانه هستن نه تندیس افتخاربرادرامن میفهمی؟...اگه بهشون اسیب بزنی به راحتی ازت نمیگذرم ویه چیزدیگه...دوست ندارم وجه گروهمون خراب بشه درسته هیون این ماجرارو شروع كردودروغ گفت ولی توهم چه بخوای چه نخوای تودروغ هاش شریكی...پس به همون اندازه كه هیون مسئوله تو هم مسئولی....تو...تنهادختری هستی كه من بهش علاقه دارم...نذاراین علاقه تبدیل به نفرت بشه...

نایون-ها؟

یونی-من میرم قدم بزنم تو استراحت كن!

هاسیما-پیداش كردی؟

سوجین-گرفتن اطلاعات از كارمندای هتل خیلی سخته ولی طبق خبرهاss501همون گروهی كه یكی از اعضاش شبیه یونیه ودوست پسرناگیونگ رهبریش میكنه امروز از اینجارفتن ژاپن اینطوركه شنیدم فرداكنسرت دارن شایدناگیونگ هم باهاشون رفته باشه!اون هیچوقت پروژه های عكس از كنسرت رو از دست نمیده!

هاسیما-بریم

-كجا؟

-باید بریم ژاپن!من بایدببینمش!

-فكرنكنم امشب دیگه پروازی باشه امشب رو استراحت كن من فردابرای اولین پرواز بلیط میگیرم باشه؟باید یكم بخوابی!ازوقتی عكسشورومجله دیدی یه لحظه هم ارامش نداشتی

-چطورمیتونم اروم باشم؟اون مثل خواهرم میمونه مااز بچگی باهم بزرگ شدیم

-باید مواظب سلامتیت باشی تابتونی اونو ملاقات كنی سعی كن یكم دراز بكشی

-باشه..سعی میكنم

یونسنگ بعدازیه هواخوری كوتاه به اتاق برگشت نایون درحالی كه زانوهاشوبغل كرده بود خوابش برده بود كنارش نشست رگه های اشك هنوز روصورت ظریف ومعصومانش میدرخشید حتی توخواب هم میشد چهره ی غمگینشو دید

یونسنگ-اون گریه كرده؟بایدخیلی ناراحت شده باشه..بیانادانایون..آه..(متاسفم نایون)این تنهاراهی بودكه تورومجبوربه شركت درمصاحبه میكرداز دستم عصبانی نباش...قوی باش وبه داداش هیون كمك كن وقتی همه چیز درست بشه دیگه نمیذارم هیچكی اذیتت كنه چون توبرای همیشه تنهاعشق هئویونسنگ باقی میمونی... نایون رو اروم روی تخت خوابوندبعد كنارش دراز كشید..موهاشوازصورتش كنارزدواینقدربه صورت غمزدش نگاه كرد تا خوابش برد...

فرداصبح...........

وقتی نایون از خواب بیدارشدهیچكس روتوی اتاق ندید گوشیش رو چك كرد یونسنگ بهشsmsزده بود

"بخاطر كنسرت باید هممون از صبح میرفتیم سالن این ادرس سالنه به ژاپنی نوشتمش كه پیداكردنش سخت نباشه روی میزهم یه بلیط هست...كنسرت رواز دست نده...اخرش مصاحبه است تو هم باید باشی...

شماره ی جونگمین رو گرفت "دستگاه مشترك موردنظرخاموش است"

شماره ی هیونگ روگرفت

هیونگ-الو؟

نایون-سلام!جونگمین پیش توئه؟گوشیش خاموش بود

هیونگ-رئیس هان هیون وجونگمین روبرده تو اتاق گریم الان یه ساعته كه اونجان وهیچكی جرات نمیكنه به اتاق نزدیك بشه

نایون-خیلی خب الان میام اونجا...

زود حاظرشدورفت سالن

رئیس هان-فكرمیكنین دارین چه غلطی میكنین؟

هیون-متاسفم كه اینومیگم ولی احساسات من نسبت به اون دختركاملا جدیه وكاریش نمیتونم بكنم

هان-پارك جونگمین توچی؟تو...چراتوی كشتی باكیم ناگیونگ دیده شدی؟این كارت چه معنی ای میده؟

جونگمین-من واون فقط دوستیم چه اشكالی داره اگه دوستهابا هم برن بیرون؟

هان-من نگفتن اشكال داره ولی اون چندساعت قبل از كنسرت بود تازه اگه كاسه ای زیر نیم كاست نبودچراصورتشوپوشوندی؟این چیزیه كه برای خبرنگارامبهمه!چراحواصتو جمع نمیكنی؟

نایون درزد-رئیس هان..میتونم بیام داخل؟

هیون-ناگیونگه!

رئیس هان دروبازكردبه چهره ی نایون خیره شدكه بانگرانی به جونگمین نگاه میكرد

نایون تااومدحرف بزنه مدیرهان گفت

هان-فعلابخاطركنسرت نمیخوام بیشتراز این باهاتون بحث كنم خورده حسابامونووقتی برگشتیم كره باهم صاف میكنیم همینطور شما خانم كیم...بهتره برای یه نامزدی خودتونو اماده كنین چون من همه ی سیرتاپیاز رابطه ی شمابا گروهمو میدونمss501گروهی نیست كه رسوایی به بار بیاره من مسعولیت این گروه رو قبول نكردم كه یه گوشه وایسم نابودشدنشو تماشاكنم

نایون-بله!حق باشماست

 از كنارناگیونگ گذشت وازاتاق رفت بیرون

بچه هااومدن تو اتاق

كیو-شماهاحالتون خوبه؟

نایون-شماهاچجوری این همه سال اونو تحمل كردین واقعا احساس كردم قلبم داره میادتو دهنم

هیونگ-تاوقتی عصبانی نباشه میشه تحملش كرد

یونی-البته اون بیشتروقتها عصبانیه

نایون-چهرش ...یه جورایی برام خیلی اشناست...انگار قبلا یه جایی دیدمش!

جونگمین-اونوولش كن...شماواقعامیخواین باهم نامزدی كنین؟

نایون به شوخی گفت-محاله ...حتی الكیش هم خنده داره!من باهیون؟

هیون-مواظب حرفات باش...شوخی هم حدی داره!

نایون-نگران نباش هنوز ازتو پیشی نگرفتم!جونگمین تو حالت خوبه؟اون چی بهت گفت؟

جونگمین-مهم نیست!خوبم!نگران نباش وبرگردهتل!

نایون-دوست ندارم برگردم اینجامیمونم اخه میترسم اگه برم یه صحنه ی خنده داردیگه روازدست بدم!

جونگمین-اون اتفاق دیگه نمیافته!

هیون-كسی چه میدونه توواقعا غیرقابل پیش بینی هستی!بچه ها بیاین گریم كنیم قبل از اجرایه باردیگه تمرین میكنیم!

هیونگ-باشه!

رئیس هان-نارا...اون اصلا تغییرنكرده...حتی یه ذره!اون دختر..وقتی حافظشوبه دست بیاره حتما دنبال پدرش میگرده اگه پدرش تااون موقع زنده نمونه چی؟...خدانكنه....بایدقبل ازاینكه بمیره دختراش وهمسرشو یه باردیگه ملاقات كنه باید شیورین روپیدا كنم همینطورزنش یون اریسورو...

طراح گریم-یكی ازدستیارام مرخصی گرفته جانشینش هنوز نرسیده..

جونگمین-عیبی نداره تا اون برسه نوناناگیونگ بهمون كمك میكنه!

نایون-من؟

جونگمین به گریمور-اوننی!كنسرت مالزی نونا ناگیونگ منوگریم كرده بود اون میتونه بهت كمك كنه!

گریمور-پس هیونومیسپارم به خودت ثابت كن كه دوست پسرت خوشگلترین مردكره اس!

نایون-چی؟

جونگمین-زودباش كمك كن

نایون-توچت شده؟

هیون-جونگمین توواقعا یه چیزیته!

جونگمین-من؟نه!فقط دارم سعی میكنم اختلافاتو حل كنم وبه یه نفركمك كنم ازیه نفردیگه عذرخواهی كنه من توامور خیریه همیشه داوطلبم!

نایون-این كنسرت كه تموم بشه شب اخرزندگی تووهیونه!

هیون-من چرا؟مگه من چیكاركردم

نایون-چی؟چیكاركردی؟الان دلم میخوادقربون سنگ پای قزوین برم فكرنمیكنی روت زیاده؟چطورمیتونی اینو بگی؟

من...واقعا ازت متنفرم...

هیون-پس چرابرنمیگردی هتل؟

نایون-فكرمیكنی به خواست خودم اینجام؟جوری وانمودمیكنی كه انگارمن ادم نیستم تو حتی سرخودمصاحبه گذاشتی!

هیون-خیلی خب اگه فكر میكنی دارم چیزی رو بهت تحمیل میكنم فقط برو!من برخلاف تو ادم رقت انگیزی نیستم وبه كمك كسی احتیاج ندارم من ضعیف نیستم خودم ازپس مشكلاتم برمیام

اشك تو چشمای نایون حلقه زد-چی؟داری میگی من رقت انگیزم وبه بقیه محتاجم؟مطمئن بودم یه روزی اینوازیكیتون میشنوم كیم هیون جونگ شی نگران نباش وقتی به كره برگردیم دیگه مزاحمت نمیشم اینو گفت وباچشمی پراز اشك ازاتاق رفت بیرون

همه بدجوربه هیون نگاه كردن

كیو-من میرم دنبالش

هیون-من...واقعامنظورم اون نبود...من واقعانمیخواستم اون حرفوبزنم فقط میخواستم بگم به كمكش نیاز ندارم همین

یونسنگ-اره!به كمكش نیاز نداری...حالاباید بری به همه بگی یه دروغگویی...تواینجوری بااحساسات فن هات بازی میكنی...به همین راحتی...وای!!كیم هیون جونگ توواقعا ادم بی نظیری هستی!

كیو-نایون....وایسا...به نایون رسید دستشو گرفت-كجامیری؟صبركن...بیاحرف بزنیم

نایون بابغض-تنهام بذار...

كیو-هیون ...واقعانمیخواست اون حرفوبزنه...

نایون-بسه!نمیخوام درموردش حرف بزنم.....من میرم

كیو-پس مصاحبه چی؟میدونم كه حالت خوب نیست من درك میكنم ولی اون مصاحبه فقط به هیون ربط نداره به جونگمین ووجه گروه هم ربط داره اگه مابرات اهمیت نداریم حداقل بخاطرجونگمین بمون ومصاحبه كن!

نایون-كیوجونگ الان...فقط میخوام تنهاباشم التماس میكنم تنهام بذار!

كیوجونگ دستشو ول كرد ونایون رفت...كیو برگشت به اتاق

هیونگ-نایون رفت؟

كیو-اره....

یونی-اون برمیگرده!

جونگمین-محاله!

یونی-اون نه تنهابرمیگرده بلكه تو مصاحبه هم شركت میكنه وجون هیونو نجات میده

هیون-من بهش توهین كردم...اون خیلی ناراحته چطورممكنه برگرده؟

یونسنگ فقط خندید

جونگمین-میخوای چیكاركنی هیون؟

هیون-راستشو میگم هممون خسته شدیم...هم من...هم نایون...هم شما اگرچه زیاد خوب نیست ولی تو این شرایط بهترین كاره!

هاسیماتوی هواپیما...به خاطراتش باناگیونگ فكرمیكرد چی میشداگه زمان به قبل از اشناییشون بایونسنگ برمیگشت اونوقت هاسیمادیگه اشتباهشوتكرارنمیكردوبه ناگیونگ نمیگفت یونسنگ رودوست داره اینجوری شاید دیگه تو اخرین ملاقاتشون ناگیونگ ازیونسنگ دل نمیكندواون تصادف اتفاق نمی افتاد

سوجین-هاسیما؟حواصت كجاست؟

سیما-ها؟

سوجین-پرسیدم نوشیدنی میخوای؟

-نه!مرسی!

-خانم مهمانداردوتا ابمیوه لطفا

-گفتم نمیخوام كری؟

-اره!ترجیح میدم كرباشم تامردنتوببینم!

چندساعتی گذشت دیگه چیزی به پایان كنسرت نمونده بود لحظه به لحظه بخاطرمصاحبه  به جمعیت اضافه میشد نایون بین جمعیت بود هنوز داشت باخودش كلنجارمیرفت كه تومصاحبه شركت كنه یانه چند دقیقه ای كه گذشت هیون پشت میز مصاحبه نشست بچه هاپشت سرش ایستاده بودن

هیونگ-یونسنگ احمق..من بهت ایمان داشتموفكرمیكردم نایون میاد

یونی-نگران نباش كم كم سروكلش پیدا میشه من اونو بین جمعیت دیدم

هیونگ-واقعا؟كجا؟

جونگمین-ضایع بازی درنیار...ساكت سرجات وایساوبه چرندهای یونسنگ گوش نده!

هیون شروع كرد-من به همه ی شما قول یه مصاحبه ی دونفره باناگیونگ روداده بودم ولی ناگیونگ....به دلایلی نتونست بیاد بنابراین هرسوالی كه دارید بپرسید من جواب همه ی سوالهارومیدم

یكی ازبین جمعیت دادزد-جوابهای شماروقبلا شنیدیم مامیخوایم باخانم كیم ناگیونگ صحبت كنیم

یكی دیگه-من از چین به ژاپن اومدم فقط برای اینكه كیم ناگیونگ روببینم وحالا شمابه همین راحتی میگین نتونست بیاد؟

هیون-بله...من درك میكنم ولی....

جمعیت یه دفعه یك صدااسم ناگیونگ روفریاد میزدن-كیم ناگیونگ!كیم ناگیونگ!

هیون زیرفشارزیادی بود....دیگه نمیدونست چیكاركنه تصمیم گرفت حقیقتو بگه

هیون-اگه اجازه بدین امروزمیخوام یك اعتراف بكنم وحقیقت یه چیزی روبرای همه برملا بكنم

نایون یادحرفای یونسنگ افتادبعدش حرفای كیوهم یادش اومدنمیتونست بذاره این اتفاق بیافته از بین جمعیت خارج شدوازدرپشتی اومدروی سن صدای جیغ جمعیت بلندشد همه ی پسرابرگشتن پشت سرشونو نگاه كردن یه جورایی شوكه شده بودن

یونی- گفتم میاد!

هیون از جاش بلندشد نمیدونست بایدچیكار كنه نایون اومد جلووكنارهیون وایسادمیكروفون روبرداشت

-سلام...من كیم ناگیونگ هستم...ببخشیدكه دیركردم اخه خیابونها خیلی شلوغ بود...همینطوركه میدونید من خوشم نمیادسوال جوابم كنن برای همین هم اولش نمیخواستم به این مصاحبه بیام ولی نتونستم هیون رو ...نه...هیون عزیزم روتنها بذارم من زندگیمو بهش مدیونم من از شنیدن شایعه هاخیلی ناراحت شدم...چطورممكنه به ناجیم خیانت كنم؟من هیچوقت لطف هایی كه هیون درحقم كرده روفراموش نمیكنم...به طرف هیون برگشت...من ...ادم رقت انگیزی نیستم...من...هیون رودوست دارم همینطوردرموردپارك جونگ مین ودابل اس ....ممكنه از این به بعدمردم زیادماروباهم ببینن چون من اخیراخیلی باهاشون صمیمی شدم بخصوص جونگمین..من واوپاجونگمین زیادباهم بیرون میریم وامیدوارم این باعث سوء تفاهم نشه چون هیون جونگ ازاین موضوع خبرداره فكرنكنم دیگه سوال بی جوابی مونده باشه!متشكرم...

همی پسرابه نایون خیره شده بودن از همه دیدنی تر قیافه ی هیون بود

نایون-حواصت كجاست اوپاهیون؟چرااینجوری نگام میكنی؟

جمعیت جیغ كشیدن

هیون خودشوجمع كرد-ببخشید برای چندلحظه محونایون شدم چون اصلا انتظارنداشتم خودشو برسونه!ازت متشكرم

نایون اول به هیون بعدهم به جمعیت تعظیم كردواز صحنه رفت بیرون



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 12:02 ق.ظ

Cialis pills
یکشنبه 19 فروردین 1397 01:11 ق.ظ

Great posts. With thanks.
buy cialis cheap 10 mg cialis generic tadalafil generic we choice cialis uk look here cialis cheap canada cialis rezeptfrei sterreich generic cialis with dapoxetine cost of cialis cvs ou trouver cialis sur le net cialis reviews
Cialis 20 mg
جمعه 3 فروردین 1397 04:11 ق.ظ

Great content, Thank you!
we like it cialis price purchasing cialis on the internet cialis taglich try it no rx cialis cialis pills price each cialis 20 mg prices for cialis 50mg safe site to buy cialis online tadalafil 20 mg cialis 5 mg schweiz
foot issues
یکشنبه 26 شهریور 1396 06:38 ب.ظ
Good replies in return of this issue with real arguments and describing everything about that.
How do you get rid of Achilles tendonitis?
چهارشنبه 15 شهریور 1396 01:00 ق.ظ
Thank you for sharing your thoughts. I really appreciate your efforts and I will be waiting for your
next write ups thanks once again.
How does Achilles tendonitis occur?
سه شنبه 17 مرداد 1396 03:01 ق.ظ
WOW just what I was searching for. Came here by searching for How long will it take for my Achilles tendon to heal?
http://mammothinvasion06.soup.io
شنبه 14 مرداد 1396 03:00 ب.ظ
Hello Dear, are you truly visiting this web site daily, if so
after that you will without doubt get pleasant know-how.
token hack chaturbate
پنجشنبه 12 مرداد 1396 09:50 ب.ظ
Hi, every time i used to check webpage posts here
early in the morning, as i enjoy to learn more and more.
Mariano
دوشنبه 9 مرداد 1396 10:25 ب.ظ
I just could not go away your web site before suggesting that I extremely enjoyed the standard info a person provide on your visitors?

Is gonna be again regularly to check up on new posts
казино в сочи
شنبه 13 خرداد 1396 09:02 ق.ظ
франк казино
слава казино
вылазит реклама казино вулкан
бездепозитный бонус вулкан казино
работа в сочи ру
как удалить казино вулкан со стартовой страницы
казино рояль смотреть онлайн
как убрать в браузере казино вулкан
играть казино онлайн бесплатно
casino одежда
гранд казино
джеймс бонд казино рояль
вирус вулкан казино
х казино
netbet
онлайн игровые автоматы
лас вегас казино
http://tinyurl.com/yay2b93r
http://tinyurl.com/ybej5uuz
http://tinyurl.com/y738wrf3
http://tinyurl.com/ybo4gjto
http://tinyurl.com/y77t9pg2
http://tinyurl.com/y7ulvsjn
http://tinyurl.com/y96p4dw6
http://tinyurl.com/y9byjuoy
http://tinyurl.com/yau2qjfp
http://tinyurl.com/ybkecc4m
http://tinyurl.com/yaw8accb
http://tinyurl.com/y936bqcs
http://tinyurl.com/y7bdxfc5
http://tinyurl.com/y8hnx6ho
http://tinyurl.com/y7x965lf
http://tinyurl.com/y6wrg2pj
http://tinyurl.com/yabrbaag
http://tinyurl.com/yaaefmuq
Freeman
پنجشنبه 4 خرداد 1396 03:08 ق.ظ
Смотрите лучше здесь:
ландшафтный дизайн (Laurel)
https://goo.gl/58kUxC
ландшафтный дизайн (https://goo.gl/7AqD1E)
https://goo.gl/9vXy35
ландшафтный дизайн (Laurel)
https://goo.gl/9AAlpt
Bettie
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:49 ب.ظ
Very nice blog post. I absolutely love this site. Stick with it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر